ع
عائله، عایله: خانواده.
عائله مند:
پرفرزند- خانوارمند.
عابر: رهگذر-
گذرکننده - رونده.
عابد: خداپرست-
پرستنده.
عاج: دندان پیل- استخوان
پیل.
عاجز: زبون- ناتوان- بیچاره -
درمانده.
عاجزانه: با بیچارگی-
زبونانه.
عاجزشدن: به ستوه
آمدن-درمانده شدن- بیچاره شدن.
عاجل:
شتابنده- پیشی جوی.
عادت: خوی- سرشت-
شیوه- روش.
عادت کردن: خوی گرفتن- خو
کردن.
عادت کننده: خوی پذیر.
عادت ماهانه زنان: دوره زنانگی-دَشتان.
عادل: دادگر - دادگستر- دادور.
عادلانه:
دادگرانه - داد منشانه.
عادی: ساده -
پیش پاافتاده - خوگرفته.
به روال عادی:
به روال همیشگی.
عار: ننگ - شرم -
آزرم.
عارض: چهره - رخ - رخسار- رو.
عارضه: بیماری- ناخوشی- رنجوری.
عارف: بینشمند- دانا- ژرف بین.
عاریت: وامی- پس دادنی.
عاریت
دادن: به وام دادن.
عاریت خواستن:
به وام خواستن.
عازم: رهسپار.
عاشق: دلباخته- شیفته- واله- شیدا.
عاشقانه: شیفتگانه- شوریده وار- شیداوار- دلدارانه.
عاشق پیشه: شیدا پیشه.
عاشق شدن:
دل باختن- دل سپردن.
عاصی: نافرمان-
سرکش- شورشگر- بستوه آمده.
عاطفه:
مهر- مهربانی- مهرورزی.
عاطل: بیکار-
بیهوده- پوچ- افکار.
عافیت: تندرستی-
بهروزی- رستگاری.
عاقبت: فرجام-
سرانجام.
عاقبت الامر: سر انجام-
پایان کار.
عاقبت اندیش: دوراندیش-
ژرف نگر.
عاقبت به خیر: نیک فرجام.
عاقد: پیوندگر- گره زن - پیمانگذار.
عاقل: هوشمند- اندیشمند- دانا- پخته.
عاقلانه: هوشمندوار- اندیشمند وار.
عالَم: گیتی- کیهان- سپهر گردون.
عالَم افروز: گیتی افروز- جهان افروز.
عالم بشریّت: جهان هستی-جهان مردمی.
عالم ملکوت:سپهرگردون- جهان دیگر.
عالم غیب: جهان نادیده.
عالی:
برتر- والا- ارجمند.
عالی تبار: والا
تبار- والا نژاد.
عالی ترین: بهترین-
برترین- والا ترین.
عالی رتبه: بلند
پایه-گرانمایه.
عالی
قدر: پر ارزش- پر بها- والاجاه.
عالی
مقام: بلند پایه- ارجمند.
عالی نژاد:
والا نژاد - والاگهر.
عالی نسب:
والاتبار- والانژاد.
عالی همّت:
بزرگوار- والامنش.
عالیجناب:
بزرگوار-گرانمایه- ارجمند.
عام،
عامه: توده- مردم- همه- همگان
عامداً: آگاهانه - دانسته - به دلخواه.
عامل: کارگذار-کاردار- پیشکار.
عاید:
درآمد- سود- بازدهی- باز گشته.
عایدی:
درآمد- سود- بهره.
عایق: بازدار-
بازدارنده- پیشگیر-نارسانا.
عبادت:
پرستش- نیایش.
عبادت کردن: نیایش
کردن- ستودن- ستایش کردن.
عبادتگاه:
نیایشگاه - پرستشگاه - مَزکَت.
عبارت:
گزاره فراز- سخن.
عبارت پردازی: سخن
پردازی- سخن بیمایه گویی.
عبث:
بیهوده- پوچ - بی ارزش- بیمایه.
عبد:
بنده- برده- زر خرید.
عبرت: پند-
آموزش- اندرز- آموزه.
عبور،
عبور کردن: گذر- گذشتن- گذر کردن-
ردشدن.
عبور و مرور: رفت و آمد - آمد
و شد.
عبورگاه: گذرگاه.
عبوس: اخمو- ترشرو.
عِتاب:
خشم - سخن تند - سرزنش - پرخاش - تشر.
عتیق:
کهنه - دیرینه - باستانی.
عتیقه: کهن-
باستانی- پارینه- باارزش.
عَجب:
شگفتی- شگفت آور- شِگرف - شگفت انگیز.
عُجب:
منی- خودستایی- خودبینی.
عَجبا:
شگفتا.
عجز: ناتوانی- درماندگی-
بیچارگی.
عجله: شتاب- چابکی- تندی-
تیزی.
عجله کننده: شتابگر
عجله کردن: شتافتن - شتاب کردن.
عجم:
گُنگ- کر ولال- ایرانی.
عجوزه: پیر-
درهم شکسته - فرتوت.
عجول: شتابگر-
شتابزده- ناشکیبا.
عجولانه: شتابان-
سراسیمه.
عجیب: شگفت انگیز- شگرف.
عجیب الخلقه: شگفت آفریده.
عجین:
آمیخته- درهم شده.
عِداد: شمار.
عدالت: دادگری- دادگستری- دادوری.
عدالت اجتماعی: یکسانگری- برابری - همسانی.
عدالت پیشه: دادمند - دادپیشه.
عدالتخانه: دادگستری.
عداوت:
دشمنی- کینه توزی - کین - ستیزه جویی.
عدد:
شمار شماره.
عددنویسی: شماره نویسی.
عدس: دانجه - دانژه - وِنوک- وینوک.
عدسی: مِژوک.
عدسی دوربین:
بُلُسیک.
عدل: نیم خروار - لنگه بار.
عدل بندی: بسته بندی - بار بندی - لنگه بندی.
عدل: داد - داوری - دادمندی.
عدلیه:
دادگستری.
عدم: نابودی- نبود -
نِیستی.
عدم آسایش: نیاسودگی.
عدم احترام: بی ارجی.
عدم استعداد:
بیکارگی.
عدم اعتماد: بد گمانی
- نا باوری.
عدم امکان: نا شدنی-
ناتوانی.
عدم پیشرفت: شکست - ناکامی.
عدم موّفقیّت: ناکامی - ناکامیابی.
عدم واقعیّت: ناراستی- نادرستی.
عدم
وجود: نابودی- نیستی.
عَدن:
بهشت.
عدو: دشمن- بدخواه - کینه ور.
عِدّه: گروه - دسته- جرگه.
عدّه ای:گروهی-
دسته ای- تنی چند.
عذاب: آزار- رنج -
شکنجه.
عذاب الیم: رنج جانگاه- آزار
دردناک - شکنجه ی سخت.
عذاب روح: آزار
روان - شکنجه روان.
عذر: پوزش -
بهانه.
عرابه: ارابه- گردونه.
عرب: تازی- تازیک.
عربده:
فریاد- داد - جیغ - فغان.
عربده جو:
ستیزه جو- آشوبگر.
عرش: اورنگ- اریکه-
تخت.
عرشه: فراز کشتی- بالای کشتی.
عرش اعلی: جایگاه خدا، تخت برین.
عرصه: میدان- پهنه- میان سرای.
عرض:
پهنا - پهَنای.
عرض کردن: به آگاهی
رسانیدن - گفتن
عرضحال: دادخواست -
دادنامه.
عُرضه: جُربزه- کاردانی-
شایستگی.
عُرضه داشتن: جُربزه
داشتن-کاری بودن.
عَرضه: نمایش-
پیشنهاد - نشان دادن.
عَرضه کردن:
هویدا کردن- نمایاندن.
عَرعَر:
اَراَر- آوای خر.
عُرف: روش همگانی-
روال- شناخته - پذیرفته.
عِرق: خوی-
اندیشه - ریشه - گوهر.
عِرق ملّی:
شورمیهن پرستی.
عَرق: می- باده- آب
زر.
عَرَق: آبدانه - تن خیس - تَرتنی.
عُروج: برآمدن - بالاروی - بالایش.
عروس: اروس.
عروسی: اروسی-
زناشویی.
عروسک: اروسک- بازیچه
دختران.
عُروق: رگ ها.
عُریان: برهنه.
عریض:
پهناور- گشاد - گسترده.
عریض و طویل:
پت و پهن - گَل و گشاد - وِلَنگ و واز.
عریضه:
دادخواست- دادنامه.
عریضه نگاری:
نوشتن دادخواست نامه.
عِزّ: ارزش-
ارج- والایی- فر- ارجمندی.
عزّ و جلّ:
گرامی-گرانمایه - ارجمند.
عَزا: سوگ-
سوگواری.
عزب: بی همسر- تنها - یکه.
عِزّت: ارجمند- ارج - گرامی داشتن.
عزل: برکناری- بیکار کردن.
عزم:
آهنگ- پابرجایی- پایداری.
عزم کردن:
آهنگ کردن- خواستن.
عزم جزم:
استوارآهنگ- پابر جا.
عزیز: گرامی-
گرانمایه - ارجمند.
عزیز دردانه: یکی
یه دونه - دُردانه - لوس.
عزیز کرده:
نازکرده- نازنین- نازدانه.
عزیمت:
رهسپاری- راهی گشتن-براه افتادن.
عُسّرت:
تنگدستی- تهیدستی- مستمندی- تنگنایی - درماندگی.
عسکر: سپاه- لشکر
عسل:
انگبین- انگپین.
عشاء: شامگاه.
عُشر: ده یک- یک دهم.
عِشرت:
کامرانی- خوشگذرانی.
عشره: دهه
عشق، عشق بازی:
دلدادگی- شیفتگی- دلباختگی- شیدایی.
عشوه:
کِرشمه - غمزه.
عشوه گر: باکرشمه-
باناز - لَوند.
عشیره: تیره- تبار-
خانوار- دودمان.
عصا: چوبدستی-
دستواره - چوپ.
عصاره: افشره- فشرده
- شیرابه.
عصاره گرفتن: افشردن- شیره
گرفتن.
عصب: پی.
عصبی: تندخویی- بدخوی - پرخشم.
عصبانی: خشمگین- جوشی - تندخو.
عصر:
پس از نیمروز- پیش از شامگاه - زمان - روزگار.
عصرحجر: پارینه سنگی.
عصرانه:
خوراک پس از نیمروز.
عُصیان:
سرکشی-گردنکشی- سرپیچی.
عضله:
ماهیچه.
عضو: اندام - هموند - هم
پیمان.
عضوخانواده:خودی-
خودمانی- ازخود.
عضویّت: هموندی.
عطاء: دهش- بخشش.
عطاکردن:
بخشیدن- بخشایش-ارزانی داشتن.
عطّار:
خوش بو فروش.
عطر: بوی خوش- خوشبوی.
عطارد: ستاره تیر- دبیرسپهر.
عطسه:
اتسه- شنوسَک.
عطش: تشنگی- تشنه شدن.
عطف: بازگشتن - بازگشت - با نِگرش.
عطف به ماسبق: برگشت به گذشته - بازگشت به گذشته.
عطوفت: مهربانی- دوستی- مهرورزی.
عطیّه: بخشش- دهش- پاداش- شادمانه.
عظمت: بزرگی - بزرگ منشی - بزرگواری - فر- شکوه - شکوهی.
عظیم: بزرگ- سُترگ- والا- تنومند- پرشکوه.
عظیم الجثه: تناور- تنومند.
عفاف:
پاکی- پارسایی - پاکدامنی- پرهیزکاری - شَرم.
عفریت: دیو- اهریمن- غول.
عفو
، عفو کردن: بخشودن- بخشیدن- بخشایش-
چشم پوشی.
عفو بین المللی: بخشش
جهانی.
عفونت: گندیدگی- بدبو شدن-
پلشتی.
عفیف: پرهیزکار- پارسا -
پاکدامن.
عُقاب: شاهین - باز- همای.
عقب: پی- دنبال- پس- پشت.
عقب افتادن:دیر
کرد.
عقب انداختن: پس انداختن-امروز و
فردا کردن.
عقب بردن: پس کشیدن- پس
بردن.
عقب زدن: پس زدن.
عقب کردن: دنبال کردن.
عقب گرد:
پسگرد.
عقب ماندن: باز ماندن-
واماندن.
عقب نشینی:واپس
نشینی- پس رفتن.
عُقبی:
رستاخیز- روز واپسین- جهان دیگر.
عقد:
پیمان- پیوند - بستن- گره زدن.
عقد ازدواج:
پیمان زناشویی.
عقد نامه: پیمان نامه.
عقده: گره- پیچیدگی- گره روانی.
عقده ای: کیته توز- بیمار روانی.
عقده حقارت: خود کم بینی-خود کوچک بینی.
عقده روانی: سرخوردگی- سرکوفتگی - گره روانی.
عقرب: کژدم.
عقربه: پَرَک.
عقل: هوش- دانش- خرد- دانایی.
عقل
کلّ: خرد سالار- خرد بزرگ.
عقلانی:
خردمندانه - بخردانه.
عقل معاش: خرد
زیست - خرد روزی.
عقوبت: کیفر-
بادافره - سزا - پادافره.
عقیده:
باور- اندیشه -رای- خواسته.
عقیق:
رونوس- از سنگ های بها دار.
عقیم:
نازا - ستَروَن.
عقیم کردن: نازا
کردن- سترون کردن.
عکاس:
رُخشگَر-فرتور گر- نگاره گر.
عکس:
فرتور- نگاره - رُخش.
عکس العمل:
واکنش- بازتاب.
علاج: درمان- چاره
جویی.
علاج پذیر: درمان پذیر- چاره
پذیر.
علاقه: دلبستگی- گرایش- دوست
داشتن.
علاقه مند: شیفته- دلبسته-
دوستدار- مهرورز.
علامت: نشانی- آرنگ.
علامت اختصاری:کوتاهواره
-نشانه کوتاه شده.
علامت پرسش: نشانه
پرسش.
علاوه: افزون- فزون- افزوده.
علاوه براین: افزون براین - وانگهی.
علت: انگیزه- دستاویز.
علت و معلول:
بن و بر.
علف:گیاه- سبزه.
علف چر: چراگاه.
علف خشک:
کاه.
علفزار: چراگاه - مرغزار.
عِلم: دانش- دانایی.
عَلم:
درفش- پرچم - نشان.
عَلم شنگه: الم
شنگه- داد و فریاد.
علم الاخلاق:
دانش رفتاری - دانش فَرخوی.
علم الافکار:
فرزان- دانش خِردیک.
علم الاقوال:
دانش سخن.
علم الآثار:
باستان شناسی.
علم الابدان: تن شناسی،
پزشکی.
علم الاجتماع: دانش مردم
شناسی.
علم الاحصاء: آمارشناسی.
علم التعالیم: دانش آموزش و پرورش.
علم السنه: زبان شناسی.
علم الفاظ:دانش
سخن- دانش وات ها.
علم النفس: روان
شناسی.
علم حقوق: داتشناسی - دانش
هُدِگان.
علم جغرافیا: گیتا شناسی.
علم تاریخ: دانش گذشتگان-کارنامک شناسی.
علم تشریح: تن شناسی.
علم شریعت:
کیش شناسی.
علم لدنی،
(علوم ذاتی): دانش زبرین.
علم فیزیک:
چیهر شناسی- گیتیگ.
علم نجوم: ستاره
شناسی.
علناً: آشکارا - هویدا - به
روشنی.
علو:
بزرگواری - فر- والایی - ارج.
علو
طبع: بزرگ منشی - فرنهادی- والا نژادی.
علو همت: بزرگ منشی.
علیا: فراسو- بالا- دست بالا.
علی البدل: جانشین- جایگزین.
علی
الاصول: به درستی - به بایستگی - به روال درست - به روش
بایسته.
علی الحساب: پیش پرداخت.
علی الخصوص: بویژه.
علی السویه:
یکسان.
علیرغم: بااین همه - به
ناخواست.
علیل: بیمار - ناخوش -
ازکارافتاده.
علیحده: جدا- جداگانه.
علیهذا: از اینرو- بنا بر این.
عمو:
برادر پدر- اپدر- کاکا - کاکو.
عمارت:
ساختمان - بنا.
عمّال: کارگزاران -
گماشتگان.
عمامه: دستار.
عمد: خودکرد- کامکی - دانسته.
عمداً:
خودکرده- خودکامگی- آگاهانه.
عُمده:
کلان- فراوان- بسیار.
عمده فروش: کلان
فروش- بنکدار.
عُمر: زندگانی- سال.
عمر ابد: زندگی جاوید.
عُمران:
آبادی- آبادانی - سازندگی.
عُمق:
ژرفا- گودی- ته- بن.
عمق مطلب: ژرفای
سخن.
عمل:کنش- کردار- کار کرد.
عمل خوب: کار خوب - کار نیک.
عمل بد:
کار بد - بدکرد.
عمل ضرب:
زدن- درهم زن.
عملکرد: کارکرد.
عمل نکردن: به کار نبستن- انجام ندادن.
عمله: کارگر.
عملی: شدنی.
عملی، معتاد: اپیونی- نارکوکی.
عمود:
راستا.
عموم: همه- همگان.
عمومی: همگانی- همه گیر.
عمّه:
خواهر پدر- کاکی - توریا.
عمیق: ژرف
گود.
عمیقانه: ازته دل- ژرفانه.
عنان: دهنه - لگام - افسار- لجام.
عنبر: انبر- شاهبوی.
عناد:
دشمنی - ستیز- لجبازی.
عنایت:
مهرورزی- مهربانی- بزرگواری.
عنتر:
انتر- جانور.
عندلیب: بلبل- هزار
دستان.
عنصر: ماده- مایه- آخشیج.
عنفوان: آغاز - سرآغاز.
عنقا:
سیمرغ - مرغ افسانه یی- سئنه.
عنقریب:
بزودی- به همین نزدیکی.
عنکبوت:
کارتنک- تارتنک - تَنَک.
عنوان:
برنام - فرنامه - پیش گفتار- دیباچه - سرآغاز.
عوارض گمرکی: باج مرزی.
عوارض
مالیاتی: باج افزونی.
عوارض متفرقه:
خرده باج
عوام: مردمان- مردم کوچه و
بازار.
عوام فریب: مردم فریب - نیرنگ
باز.
عودت: برگشت- بازگشت.
عودت دادن: برگشت دادن- پس فرستادن - برگرداندن.
عور: لخت- برهنه - تهی- بی جامه.
عوض:
جانشین- به جای - جایگزین.
عوض شدنی:
جایگزین شدنی.
عوض و بدل: پایاپای-
داد و ستد.
عوضی: نا درست - بی
ریشه.
عهد: پیمان- سوگند.
عهدنامه: پیمان نامه.
عهد
شکن: پیمان شکن.
عهد دقیانوس:
زمان کهن- زمان دگیانوس.
عیادت:
دیدار- بازدید - بیمار پرسی.
عیار:
سنجش- سنجه- آزمون.
عیّار: اییار-
جوانمرد.
عیّاش،
عیّاشی: خوشگذران- کامجو.خوشگذرانی- کامجویی.
عیال: همسر- زن و فرزند.
عیالوار:
پرفرزند - فرزندمند.
عیان: آشکار-
آشکارا- روشن- هویدا.
عیب: بدی- لغزش
- کمبود- خُرده.
عیب پوش: بدی پوش-
کاستی پوش.
عیب جویی: نکوهش- خرده
گیری.
عیب جویی کردن: خرده گرفتن-
نکوهیدن.
عیب دار:
بد- کاستی دار- دارای کمبود.
عید:
جشن- شاد روز.
عیدتان مبارک:جشن تان
شاد باد- نوروزتان پیروز.
عید نوروز:
جشن نوروز.
عید ولادت: جشن زاد روز.
عیدی: شادیانه.
عیسوی:
ترسایی.
عیش: خوشی- خوشگذرانی- شادی.
عیش و عشرت: خوشی وخوشگذرانی- شادی و سر مستی
عین: دیده - چشم.
عیناً:
مانند - همانند.
عینک: آینک- چشمک-
آیینک.
برگشت به فهرست
|